خانه عناوین مطالب تماس با من

مسلمان عقلگرا

مسلمان عقلگرا

درباره من

می توانید به حساب ژست گرفتنم بگذارید اما از هر چیز عامه پسند متنفرم. مشخصات تماس: ایمیل: meghdad.karimi@sina.kntu.ac.ir ادامه...

پیوندها

  • ارنواز
  • کامران نجف زاده
  • رایگاه
  • مسعود صادقی
  • سیدعباس سید محمدی
  • کرکس پیر
  • شاد ولی آرام
  • اثبات اعجاز علمی قرآن
  • عشق آسمان و آسمان عشق
  • سکوت
  • نوایش
  • بیان ایرانی
  • سخن آهسته
  • جهانی تازه در نگاهی تازه
  • دنیای زیبای من
  • طعم حاشیه
  • ام نخعی فر
  • مدارا
  • دمادم
  • نوبت مردم
  • آوازه ایتالیا! اما ما ایرانیان
  • شاهد شیدا
  • شیخ حقگو
  • آسیای جنوبی
  • بوی سیب سبز
  • ... اندکی دیگر
  • الحاد نامه
  • حقیقت...
  • شرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی؟
  • Diis Ignotis
  • خط خطی نوشت های تنهایی
  • یادداشت های یک دخترحاجی
  • اپوزیسیون

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • قصه تلخ 27
  • پنجاه سالگی
  • خیلی غمگینم
  • همین گندی که هستم.
  • رمان مینیمالی،پست مدرنیستی
  • پوپولیستی که خود دشمن پوپولیسم بود
  • نیمه ی بزرگتر داستان
  • دغدغه های عوامانه
  • بادکنکِ اصالت سکس در خلا اصالت جنسیت
  • اومانیسم گاوی!

بایگانی

  • خرداد 1394 1
  • مرداد 1390 1
  • اردیبهشت 1390 1
  • دی 1389 1
  • مهر 1389 1
  • مرداد 1389 1
  • تیر 1389 1
  • خرداد 1389 4

آمار : 22776 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • قصه تلخ 27 پنج‌شنبه 14 خرداد‌ماه سال 1394 01:53
    من 27 سالمه و واسم خیلی سخته. خیلی سخته منتظر باشی ازت بپرسن که چی شد و نپرسن. تنهایی خیلی سخته. آره آدم قدر چیزایی که داره رو نمی دونه. پشیمونی مزخرف ترین حس دنیاست . چون آدم از خودش بدش میاد و بدیش اینه که نمی تونی از خودت فرار کنی. فقط میشه سرتو بزنی به دیوار ولی مگه درست میشه. خودتو بکشی هم درست نمیشه. من 27 سالمه...
  • پنجاه سالگی یکشنبه 9 مرداد‌ماه سال 1390 03:28
    امشب که بگذره دیگه اصلا یادم نمیاد آخرین بار که حسابی به سر و وضعم رسیدم کی بوده.اخرین باری که کلی وخ گذاشتم تا صورتمو یه مدل خاص اصلاح کنم، لباسمو ست کنم و برم بیرون. دیگه داره یادم میره آخرین باری رو که یه روز کامل فکر کردم چطوری بی دلیل یه دوستو حسابی خوشحال کنم. پیر تر از اونی شدم که حتی حوصله فکر کردن هم داشته...
  • خیلی غمگینم پنج‌شنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1390 03:14
    داستان زندگیم شده مثه قصه ها.خیلی کله خرم. ی ه بار یه دوستی بهم زنگ زد گفت دلم گرفته.بیا بعد از ظهر بریم قدم بزنیم.بعد از ظهرش امتحان داشتم.به خاطرش دو در کردم، واسه همین یه ترم مشروط شدم! تازه وقتی بعد از ظهر دیدمش گفتم چه خوب شد زنگ زدی بدجوری بیکار بودم امروز.خواستم شاد باشه. به بقیه هم یه دروغ دیگه گفتم . تازه این...
  • همین گندی که هستم. پنج‌شنبه 2 دی‌ماه سال 1389 02:03
    -یه آدم،یه دختر تو یه دنیای واقعی که به اندازه رویا شفافه - من سلام میای فردا بریم بیرون؟ بیرونِ کجا؟ بیرون دیگه،یه کافی شاپ مثلا،نمی دونی چقدر دلم برات تنگ شده چقدر؟ بس کن دیگه.پس قرارمون فردا ساعت 4 ساعت چهار فقط یه ثانیه است.نمی خوای یه بازه زمانی بذاری؟ فردا ساعت 4.36 کجایی؟ من جلوی در کافی شاپم ولی این دلیل نمیشه...
  • رمان مینیمالی،پست مدرنیستی پنج‌شنبه 8 مهر‌ماه سال 1389 01:00
    یه جمله ای بود که می گفت اگه نمی تونی کسی رو فراموش کنی بدون اونم به یادته . گوینده اش یه احمق به تمام معناس.چون امید الکی داره میده.واقعا چرند گفته.می تونم حتی ثابت کنم.چرند گفته ولی کاش حتی این چرند رو هم نمی گفت. پ.ن: گفتنش همچین هم سخت نیست.ولی حوصله می خواد.اسم بچه هر چقدر هم چرت باشه اسمشه.نباید عوض بشه.غیر از...
  • پوپولیستی که خود دشمن پوپولیسم بود چهارشنبه 20 مرداد‌ماه سال 1389 03:19
    ایدئولوگ های سبز این جریان را در وهله اول سکولار و به صورت رقیق تر دموکرات معرفی می کنند و در مقابل پس از مفتضح شدنشان به خاطر ادعای واهی تقلب ،دلیل پیروزی دکتر احمدی نژاد را در انتخابات 88 برنامه های پوپولیستی ایشان اعلام کردند. سعی کردم با خوانش کتاب عقل پوپولیستی از ارنستو لاکلائو نشان دهم دقیقا عکس این موضوع...
  • نیمه ی بزرگتر داستان جمعه 11 تیر‌ماه سال 1389 02:58
    در اکثریت کشورها دنیا مردم برای تماشای جام جهانی مجبورند کلی مبلغ اشتراک بپردازند ما اینجا تلویزیونی که حتی برقش هم یارانه ای است را روشن می کنیم.تمام بازی ها را می بینیم.ولی مدام نق می زنیم به زیرنویس شبکه ۳. در اکثریت کشورهای دنیا آموزش به شکل محدود رایگان است ما اینجا تا دکترا می توانیم رایگان درس بخوانیم هیچ کلی...
  • دغدغه های عوامانه دوشنبه 31 خرداد‌ماه سال 1389 15:43
    مطالعه،وب نویسی،وب گردی،مباحثه،تفکر،فلسفیدن و تز دادن و ... چند درصد زندگی ما را تشکیل می دهد و چقدر باید باشد و تا کی می توانیم به این حالت باشیم؟ آخر که این تحصیل که پوششی برای زندگی آرمانی ماست تمام خواهد شد. ما از این ژست روشنفکرانه درخواهیم آمد و عامی خواهیم شد؟ ماچه شغلی باب میلمان است؟ کار یدی که بکنیم ظرف دو...
  • بادکنکِ اصالت سکس در خلا اصالت جنسیت چهارشنبه 12 خرداد‌ماه سال 1389 17:20
    برایم عجیب نیست که چرا فمنیسم بیش از هر جنبش دیگری طعم تلخ شکست را چشیده است.حتی در فرانسه هم وضع به همین منوال است.زیرا روشنفکران و فلاسفه که باید در این قضیه پیشرو می بودند از آن جا که اکثریت مرد بودند به زنان بیش از ابزار نگاه نمی کردند که آخر شب خسته از فلسفه ورزی و روشنگری خستگیشان در روسپی خانه با طعم شیرین سکس...
  • اومانیسم گاوی! یکشنبه 9 خرداد‌ماه سال 1389 00:39
    در پایه گذاری هر مکتبی نخستین نکته،تصور بانی آن نسبت به عامه مردم است. به قول ولتر:مردم گاوند و آنچه به آن احتیاج دارند یوغ و سیخک و علوفه است یا به قول هابز:مردم خود تک تک آگاه ترین کسان به وضع خودند شک نیست حتی امروزه که فردگرایی مجالی گسترده برای رشد آگاهی های فردی گشوده است باز هم فهم عموم مردم از مسائل بسیار سطحی...
  • بی تفاوت چون مردگان دوشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1389 22:20
    در میان هزاران هزار دغدغه سیاسی و اجتماعی و فرهنگی هر از چند گاهی که سرم خلوت می شود یاد این سوال لعنتی می افتم: زندگی ارزش زیستن دارد؟ و دقایقی بعد نوعی نیهیلیسم منفعلانه به سراغم می آید. البته باید اعتراف کنم که بیشتر نیهیلیسمی سانتی مانتال است تا فلسفی.نیهیلیسمی که در اثر قربانی کردن تمام ارزش ها در مقابل زندگی و...